X
تبلیغات
مینویسم برای شوهرم
سلام

خیلی بده که آدم بخواد تو زندگیش و تصمیم گیریهاش تنها باشه

یعنی حرف حرف خودت باشه .همه مسعولیت هام پای خودت باشه

تنها تو بخوای با جذبه باشی و بچه ات فقط از تو حساب ببره و بابای بچه بیخیال همش نقش آدم های مهربون رو بازی کنه .این که تو بخواد زبونت مو دربیاره از تکرار یه حرف واسه بچه ات اما بابا سکت و آروم

تو هنجره ات از دادی که باید سر فسقل بزنی بسوزه اما بابا با یه حالتی که تو ظالم ترین آدم دنیا هستی بره و بچه رو لوس کنه .نه کار به ساعت خوابش داشته باشه نه تربیتش و نه .........

این که آدم خودش بتونه هرطور تصمیمی میخوادبگیره و هر برنامه ای میخواد بزاره اولش خوبه .اولش نشان احترا م طرف مقابلت به تو هستش .اما بعد میفهمی چه رودستی خوردی

میفهمی که طرفت چنلن خودشو بهکوچه علی چپ زده و چنان تمام فکر وخیال ها و مسعولیت ها رو انداخته رو شونه هات که داری میشکنی

آهای تویی که اینطوری هستی

خوب به خودت بیا این آخر سالی .بسه بی مسعولیتی .بی خیالی

اصلا به حساب و کتاب مالی که هیچ کاری نداری .

میدونی تو خونه ات چه کم و کسری هایی هست .چیا باید بخری ؟

یا حتما باید همه چی رو برات دیکته کنن ؟ تازه اون موقع هم بازم شما به لیست دیکته شده بی تفاوت باشی ؟؟؟ !!!

کلا تو هیچ کاری خودت پیش قدم نیستی .که تو بری تحقیق کنی .تو بری راهکار پیدا کنی .ایده بدی

تا حالا شده یه برنامه ای تو بزاری .که بعد من بخوام از حسن انتخاب تو کیف کنم .از اینکه همه جوانب رو میسنجی .از اینکه آمار همه چی رو خوب داری و فکر همه جای کار رو کردی .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کلا همه زن ها دلشون  مرد قوی میخواد .مردی که آدم بتونه با خیال راحت بهش تکیه کنه .بدون ترس و دلواپسی

از مردهای ضعیف و بچه بیزارم  

چرا بعضی از شما مردها خیال میکنید کارکردن و مرد بودن یعنی زور زدن .فک نمیکنید آدم اگه مغزش رو فعال کنه خیلی بهتر و راحت تر میتونه زندگیه کنه . 

از فراموشکاری و پشت گوش انداختن ها خسته ام .یعنی هیچ راهی وجود نداره که بشه آدم یه قرص رو سر ساعت بخوره .یادش نره .همیشه نخواد یکی کارهاش رو بش یاداوری کنه

یعنی یه فرد که ازدواج میکنه نباید خودش بتونه عهده دار وظایف خودش باشه چرا شما مردها خیال میکنید غیرت یعنی گردن کلفتی و درگیر شدن با مردهای کوچه و خیابون و زور بازو یعنی خوب کتک زدن اونها

نه .اینکه یه مرد نهایت تلاشش (که بیشترشم منظورم تلاش روحی و روانی و فکری )هستا واسه خانوادش بکنه غیرته و کوتاهی تو اونا بی غیرتیه

روز بازو وقتی که شما ها حتی نمیتونید یه تکونی به خودتون بدید تا کارهای شخصیتون رو انجام بدید چه زوری چه بازویی

بعدم خیلی بهتره بجای زور بازو زور کله داشته باشیداااااااااااااا

اصلا بیخیالی .تو چه عالمی هستی.

نه انگیزه ای .نه روحیه ای نه ..........

میگی کارگر نیاد خودمکار انجام میدم

خوب این یعنی قبول مسعولیت خونه تکونی

یعنی اینکه بیای ببینی من چیکاردارم طبق درخواست من انجام بدی

نه اینکه همه چی رو به بازی بگیری .بعد بیای این خزعبلات خونه تکونی واسه چیه .حالا مگه چی میشه عید بشه .عید واسه چیه و.....رو تحویل من بدی

۲ روز من رو با یه خونه درهم برهم وکارهای نصفه نیمه چشم انتظار بزاری تا کی حس کارکردن پیدا کنی و بعد اینکه کاردستی بازی کردی و خوب من رو دق دادی و اعصابم رو خورد کردی تازه ساعت ۱۰ شب بیای شروع کنی به کار .بعدم بخوای ساعت  ۳ بخوابی و صبحشم عصبی و خسته بری سر کار .خونه هم کاراش ناتموم بمونه .حالا چه من انجامشون بدم چه خودت خستگیش تا آخر سال تو تنمون میمونه

و چیزی که بیشتر من رو ناراحت کرد و میکنه بی مسعولیت بودنته .وقتی میخوای یه کاری رو متقبل شی باید کل جوانب کار رو بسنجی .سبک و سنگین کنی .ببینی اصلا کار چی هست .چیکار باید بکنی .بعد اگر تواناییش رو داری اونوقت مسعولیتش رو بپذیری و کار رو به نحو احسند انجام بدی.

الان از ۴ شنبه عصر .هشنبه صب و عصر و جمعه ۴ تا ۳۰تومن یعنی ۱۲۰ هزار تومن بهمون ضرر رسوندی که اگر امشبم نری سر کار میشه ۱۵۰ تومن

۱۵۰تومن ضرر و کلی دنگو فنگ و اعصاب خوردی و خستگی و بیخوابی رو خریدی به بهای ۵۰ تومن پول کارگر ندادن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امشب باید کارها تموم شه .اما من اول ۳۰تومن کار عصرت رو ازت میگیرم بعد اجازه داری بیای کار کنی

اصلا هم انتظار نداشته باش واسه اون سگ شورکردن ها و ماس مالی بازیها من مثلا خوشحال باشم که وووووووووووووووووای چقدر شوهر نمونه ای دارم که داره حمالی خونه تکونی عید رو انجام میده

نه کارت وقتی ارزش داشت که میرفتی ۵ شنبه کارگر رو میاوردی کارش رو طوری مدیریت میکردی که تا ۵ عصر همه کارها مون اون طور که مد نظر من بود انجام میشد.خیالم هم راحت جمعه هم بدون بدن درد و کوفتگی و... بقیه زیزکاریها رو میکردم . و خودتم تا امشب ۱۵۰پول بهم میدادی که ۵۰کارگر رو که ازش کم میکردیم میشه ۱۰۰ تومن نقد تو جیب مون

تو اصلا واسه شیوه زندگیت برنامه و هدف نداری .

میخوای مثه کرم بلولی

از حالا عید رو کوفتکردی تو جونم

اجرتت با خدا

+ نوشته شده توسط خانومی در شنبه بیست و ششم اسفند 1391 و ساعت 11:9 |

تو این دنیای آرومی که میبینی

فقط آغوش تو هر لحظه کم
دارم

همش دلتنگتم با اینکه اینجایی

نمیخوام لحظه ای چشم از تو
بردارم

تو با یک بوسه دستاتو به
من میدی

که احساسی من از حس تو
میگیرم

همه دنیامو من پای تو
میریزم

نباشی بی تو از این زندگی
سیرم

منو با بوسه ای عاشقترم
کردی

نمیدونی چه سخته زندگی
بیتو

تو تصویر تمام ارزوهامی

یه وقت از من نگیری
ارزوهامو

نمیخوام لحظه ای چشم از تو
بردارم

نمیخوامو تو میدونی
نمیتونم

چه دنیای قشنگی باتو
میسازم

تا آخرین نفسهام با تو
میمونم

یه رویای قشنگو دیدنی میشه

اگه ما زیر سقف خونه تنها
شیم

تو زیبایی این دنیای ارومی

نمیخوام لحظه ای از هم جدا

شیم


آدما باید یکیو داشته باشن که هر وقت
خسته
پکر
داغون
عصبی
و مریض بودی
ازت نپرسه
چرا؟
فقط دستت رو بگیره و بگه :
بلند شو بریم یه دور بزنیم، دوست ندارم این شکلی ببینمت



+ نوشته شده توسط خانومی در دوشنبه هفتم اسفند 1391 و ساعت 0:53 |
باز باران با ترانه


می خورد بر بامِ خانه


خانه ام کو؟؟

خانه ات کو؟؟


آن دل دیوانه ات کو؟؟


روز های کودکی کو؟؟


فصل خوب سادگی کو؟؟

یادت آید روز باران، گردشِ یک روز دیرین؟؟


پس چه شد دیگر کجا رفت خاطرات خوب و رنگین؟؟


در پس آن کوی بن بست در دلِ تو آرزو هست؟؟


کودک خوشحال دیروز، غرق در غمهای امروز


یادِ باران رفته از یاد! آرزوها رفته بر باد!


باز باران باز باران می خورد بر بامِ خانه


بی ترانه

بی بهانه


شاید هم گم کرده خانه...


+ نوشته شده توسط خانومی در پنجشنبه سوم اسفند 1391 و ساعت 3:11 |
خدایا با تو سخن میگویم .با تویی که تنهایی اما بزررررررررررررررررررررررررررررررگ

خدایا من که تو نیستم پس چرا انقدر تنهام

خدایا دلم دیگه طاقت این تنهایی رو نداره

خدایا من دوستت دارم .میخوام بعد از این دوره نماز خوندنم رو شروع کنم نه فقط از رو وظیفه .تنهایی .کمک خواستن و......

خدایا دلم برات تنگ شده .محتاجتم .دوستت دارم .

خدایا تنهام و تو میدونی که من همیشه چقدر تنها بودم .همیشه بعد خودت امیدم به مرد رویاهام بود

شب ها ی مجردی با چشمای گریون از این تنهایی تو تختم اشک میریختم اما دستمو دراز میکردم واسه مرد رویاهام تا دستامو تو دستای گرم و مردونه اش بگیره .دستم به نرده های تختم میخورد اما من میدونستم روزی گرمای دستاش سرمای وجود تنهامو گرم میکنه .

از همون روزهای اول آشناییم با همسر یه حرفایی میزد و یه رفتارهایی میکرد که انگار اصلا روحیه منو در نظر نداشت

 اون حرف ها دلمو میسوزوند .از مجردیهاش و رایطه ها ش و ...........

اما گفت توبه کرده .گفت میخواد جوجه پنبه ای من باشه تا من نازش کنم

همه گفته هاش رو میزاشتم دال بر صداقت و دوستی بینمون

دوستم داشت .دوسش داشتم .حرف های عاشقانه اش به دلم مینشست

تو چشم من پاک بود خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییی پاک

هر وقت هر جا تو دانشگاه و تو مهمونی ها و .. یه رفتارهایی میکرد که حسادت های زنانه ام تحریک میشد یا میدان رو آماده میکرد واسه خودشیرینی ها و حرس در آوردن های همجنسام

دلم میگرفت .گریه میکردم .

اماازش کینه ای به دل نمیگرفتم .از چشمم نمی افتاد

چون هنوزم تو چشمم یه آدم پاک و معصوم بود .

میزاشتم پای بتجربگی اش .آگاه نبودن از برداشت ها و سواستفاده های زنان دیگه از پاکی اش و ...

سعی میکردم با حرف زدن متوجه اشتباهاش بکنم .هرچند بیشتر میگفت من بد بینم .اون منظوری نداشته و از لحاظ خودش کارش ایرادی نداشته .

میگفتم باشه تو کارت از نظر قانونی .وجدانی درست اما بیا بخاطر من که عاشقتم من که دوستت دارم این رفتارها رو نکن .فلان طور رفتار کن .بسان طور باش

اگه هم میپذیرفت بازم یه جای دیگه یه مدل دیگه سوتی میداد و دلم رو میشکست

میگفتم بابا من کلیات رو میگم تو خودت مطلب رو بگیر نمیتونم که همه حالات رو بیشبینی کنم و بگم فلان موقع فلان طور باش

همه خواسته من این بود که وارد دنیای خانوم ها نشه .کاری به کارشون نداشته باشه

دلم نمیخواست اونها احساس کنن اگه شوهرم مهربون و مودبه لابد نظری بهشون داره

اما چون با هم هم کلاسی بودیم همیشه تو دانشگاه یه حالت هایی پیش میومد

مثه وقتی که دوستام کلی موذی بازی در میاوردن رو نمیکردن چقدر درس خوندن و چیا بلدن و از همین ننر بازیای دخترونه دیگه

یا اگه تقلبی چیزی ازشون میخواستی تاغچه بالا میزاشتن برات

اونوقت شوهر ما سر جلسه امتحان واسه یکی از اونها کل جواب ها رو دیکته میکرده خانوم مینوشته

بعدم میومد سراغ من و یه طوری میگفت چطوری شوهرم هواشو داشته که انگار ......

بازم من درست یا غلط ازش میرنجیدم .اونم توجیح میکرد که نیتش خیر بوده .منم با اینکه خیلی دلم میگرفت میزاشتم پای مهربونیش نه پای شیطنتهای مردونه اش

یا وقتی که تو ماه عسل رفته بودیم خونه عموش دختر عموش همسن من بود .رفتارش یه طوری بود .من حس میکردم .حالا تو همون موقعی که من دلم میخواست همسری بیشتر با عمو و زن عموش همکلام شه و بیشتر صحبت ها عمومی باشه آقا گیر داده بود با دختر عمو جانش بشینه پای کامپیوتر .تو همین پای کامپیوتر نشستن ها دختر عمو یه بازی هوش آورد و یکی از سوالاش جوابش یه خطی بود که اخرش به همسری گفت هر چی این خط رو کلفت تر و بزرکتر کشدینماد بزرگی مردونگی همسری هست

چقدرررررررررررررررر اون موقع دلم شکست .یعنی همسر من تا این حد هم واسه دل من ارزش قاعل نبود که بی خیال این پای کامپیوتر نشستن بشه .

اخرشم بعد گلایه ها و اعصاب خوردی های من گفت که میخواسته از دختر عموش فلان سی دی رو بگیره تا در ادامه سفر ماه عسلمون گوش کنه .چقدرررررررررررررررر اون موقع دلم میخواست اون سی دی رو میشکستم .یعنی نمیشد یه ۱۰۰۰ تومن خرج میکرد سی دی رو از نت میگرفت .یعنی ارزش دل من ۱۰۰۰ تومن هم نبوده

خلاصه ما هر جا میرفتیم یه موردی رو پیش میاورد و باعث میشد من از اون مکان و ادم هاش بدم بیاد

با هر کی دوست میشدم ایشون یه حرفی رفتاری انجام میداد و من دوستیم رو با اون فرد کم رنگ میکردم

میدونم که جای همه اون ادم ها باید تکلیف خودم رو با شوهرم مشخص میکردم

ساعت ها میگفتم گریه میکردم اما اون فقط به ظاهر گوش میکرد اما در عمل همون ادم بود

تازه مدام برچسب بدبین بودن رو هم به پیشونی بنده میزد

حامله شدم

دوستم داشت .بهم میرسید .کارهای خونه رو انجام میداد .با هم خوب بودیم .رابطه داشتیم .

اما شب ها که میخوابیدیم من کابوس میدیدم .با ترس و حول و حراس فراون از خواب میپریدم

میدیم شوهرم کنارم نیست یه حالتی که خیلی ترسیده بودم و یادم رفته بود باردارم از تحت میپریدم بیرون تا برم پیش همسری

اما اون تو حال مشغول دیدن فیلم های بد بود .از فیلم دیدنه ناراحت نمیشدم ما زیاد با هم از این فیلم ها دیده بودیم .از این میرنجیدم که چرا اون که میدونه وقتی پیشم نباشه کابوس میبینم و تا حد مرگ میترسم و حول میکنم پس چرا وجود من و نی نی تو شکمم که ممکنه با این حول کردن های من یهو سقط شه براش اهمیت نداره .

بدتر که تا من میرسیدم اون داشت تند تند کانال ها رو عوض میکرد و با اینکه بارها با چشم خودم صحنه رو دیده بودم اما اون هر بار انکار میکرد و میگفت داشته کانال ها رو بالا پایین میکرده که یه لحظه از رو فلان کانال رد شده .دروغ

قبل از بارداریم همیشه میگفت که اگه من باردار شم خوش برام شکمم رو چرب میکنه تا پوستش چروکیده نشه

درست یادمه و مطمعنم اون دوره میلش بهم خییییییییلی کم شده بود .کلافه بود .حوصله روغن مالیدن به شکمم رو هم نداشت

اینم باشه پای اظطرابش از پدر شدن و مسعولیت هاش و .....

اما نباید اون شب هایی که من و بچه اون همه واسه یه خواب راحت و با ارامش به وجودش نیاز داشتیم ما رو تنها میزاشت .هنوزم اون کابوس ها اون حول کردن ها رو یادمه

ودرد اور تر از همه انکار کردن و دروغ گفتنش به منی که عاشق صداقتش بودم و همیشه پایه همه کاراش بودم بود .

ادامه دارد .....

+ نوشته شده توسط خانومی در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 و ساعت 3:24 |
الان ماشالله هزار ماشالله ۷ ساله با همیم.داریم خاطرات سال ۸ تم رو با هم رقم میزنیم

دانشگاه رفتنامون .دوست بودنامون .تلاش کردیم مال هم شیم .چقدر خدا دوستمون داشت .تندی به هم رسیدم .اومدیی خواستگاریم .رفتیم ازمایشگاه .چقدر زیر لب داعا خوندم تا جوابش خوب باشه .کلاس قبل عقد .خرید کردیم. عقد کردیم .خونه خریدیم .چهازمون رو چیدیم .چقدرررر با یه عالمه ذوق و شوق تند تند کارای عروسیمون رو خودمون ۲ تا ردیف میکردیم .چقدر واسه ترو تمیز کردن و چیدن خونمون زحمت کشیدم

عروسی کردیم .ماشین خریدیم .ماه عسل رفتیم .برگشتیم .ترم چدید دانشگاه رو شروع کردیم .دوستامون چقدر ذوقمون رو کردن .مام پرو پرو حتی نکردیم یه جعبه شیرینی هم بخیریم

بهتر و بیشتر درس میخوندیم

مامان بزرگم فوت شد .

قشم رفتیم .

حاملگی من .

نینی دار شدنمون .روزی که شدی آقای نام پدر ..... در شناسنامه یه شازده پسر

دنگ و فنگاش و بی خوابیاش

حس اولین روزی که مامانم واسه چند ساعتی رفت خونشون و من و تو نی نی یه خونواده ۳ نفره زیر سقف خونه نقلیمون بودیم .

سفر بوهشهر و ایرانگردیمون .تهران .اصفهان .شمال .مشهد

سر کار رفتنمون .همکار شدنمون

حس استقلال کردن .خریدایی که با حقوق خودمون بود ....

سفر کیشمون .چه خوشکل از کنار پنجره هواپیما تکون نمیخوردی

دوباره دانشگاه رفتنمون

عید وسفر شمال

شازده همچنان بزرگ میشه

خاطرات همچنان با خوبی ها و بدیا در ذهن ها نقش میبنده

دانشگاهمون تموم میشه

یه نفس رااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااحت

سال ها با تمام اتفاقات خوب و بدشون میگزره .۷ سال گذشته

خدارو شکر که در تمام این ۷ سال کنار هم بودیم

به هم وفادار بودیم

شازده دوست داشتنی که ما رو عاشق و شیفته خودش کرده ثمره عشق پاکمونه

چقدر بچه منو تو نازو خوشکله .چقدر با نمکه .چقدر مهربونه

همیشه از با تو بودن لذت بردم .هرگز کوچکترین نارضایتیی نداشتم.

جامعه خراب و فاسده .دنیا دنیای کثیفیه .

آسمون کدر و خاکستریه .هوایی مملو از دود و آلودگی .

دریایی که در آن ماهی ها مسموم میشوند.

دلم میخواست ۲۰۰ سال پیش متولد میشدم .البته همراه با تو

از این دنیای ارتباطات از این تکنولوژی سونیکی از این زمانه پر از آدم خوار بیزارم

مدتیه در این نت گردیا متوجه یه عالمه زندگی هایی شدم که شیرینیشان به خاطر خیانت به زهر الود ترین تلخی ها تبدیل شده .دلم میگیره .قلبم تیر میکشه .

بی زار میشم .از حیوان های انسان نما

از زنانی که با افتخار میشن زن دوم .از زنانی که با افتخار دست به خیانت به همسرانشان میزنند

گویا که مد ساله جزعی از نشان با فرهنگ بودنه

از مردانی که اغفال میشوند .پشیمان میشوند .و ای کاش راحی برای برگشتشان وجود داشت

تنها مشغله و درگیری ذهنیم تو این ۷ سال این بود که کاش دماغم کیپ بود و این بوی تعفن بار خیانت زنان و مردان جامعه به مشامم نمیرسید .

اگه گاهی مشاجره و دلخوری و چشمای بارونی بوده فقط از این بوی تعفن حالم خراب شده بوده

گرنه تو بهترینی .با تو زمان چنان میگزرد که میدانم پیر میشوم بی انکه بفهمم.

عاشقانه دوستت دارم . ولنتاین مبارک

تو مرا مي فهمي

من تو را مي خواهم

و همين ساده ترين قصه يك انسان است ،

تو مرا مي خواني

من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم

و تو هم مي داني

تا ابد در دل من مي ماني.

+ نوشته شده توسط خانومی در جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 و ساعت 3:5 |
نخستین و مهمترین روش در تامین نیازهای اساسی زن

نخستین و مهمترین روشی که مرد می تواند در برآورده کردن نیازهای اساسی زن به کار گیرد برقراری ارتباط با اوست که مهمترین ارتباط ، گوش دادن به حرفهای زن است .

یکی از بزرگترین مشکلاتی که مردها در هنگام گوش دادن به سخنان زنها با آن روبرو هستند این است که در زمان گوش دادن عصبانی می شوند .

چگونه مرد ، بدون عصبانی شدن به سخنان زن گوش دهد ؟

- شما مردها باید خود را برای درک صحبتهای زن مسئول بدانید و او را عامل عصبانیت خود ندانید و سعی کنید او را درک کنید .

- باید نفس عمیق بکشید . چیزی نگویید . آرام باشید و فرض کنید که اگر از دید او به مسائل نگاه می کردید چه احساسی داشتید .

- سعی کنید در هنگام گوش دادن از دادن توصیه خودداری کنید

- لازم نیست بانظرات او موافق باشید و یا در قبال گوش دادن ، انتظار قدر دانی داشته باشید . اگر هم می خواهید نظری متفاوت به او ارائه دهید باید مطمئن باشید که حرف او تمام شده و نظر او را پیش از اظهار خود دوباره بررسی کنید .

- اگر نظرات زن را درک نمی کنید کاری کنید که او متوجه شود که شما میخواهید آن را درک کنید و مسئولیت نفهمیدن منظور او را به گردن بگیرید

- تا زمانی که زن احساس نکرده است که شما به او توجه دارید و او را درک می کنید در صدد دفاع از خود نباشید سپس به آرامی حرف خودتان را بزنید یا از او عذر خواهی کنید .

- در مورد احساسات و عقایدش بحث نکنید . فرصت دیگری پیدا کنید که راحت تر با هم صحبت کنید .

 

نیازهای اساسی عاشقانه زن

نیاز های اساسی زن : ۱- علاقه ۲- درک ۳- احترام ۴- عشق ورزی ۵- اعتبار ۶- اطمینان خاطر

این بدان معنا نیست که  به نیازهای اساسی دیگری نیاز ندارند. بلکه منظور این است که شخص ، پیش از آنکه بتواند از انواع دیگر عشق بهره مند شود باید یکی از نیازهای اساسی اش بر آورده گردد.

چگونه این نیازها را برآورده کنیم:

۱- زن به علاقه نیاز دارد

وقتی مرد به احساسات همسرش ابراز علاقه نشان می دهد ، زن احساس می کند که شوهرش به او علاقه مند است و به او توجه دارد و مرد توانسته نیاز اساسی همسرش را بر آورده سازد

 . ۲- زن نیازمند درک است

وقتی مرد بدون داوری و از روی همدلی به ابراز احساسات همسرش گوش می دهد زن حس میکند که او به حرفهایش توجه و او را درک میکند . مفهوم درک کردن این نیست که با افکار و احساسات شخص تا حال حاضر آشنا باشیم بلکه مفهوم درک کردن از آنچه می شنویم و آنچه در جریان گفتگو و ارتباط ، ارزش پیدا میکند به دست می آید.

هر چه بیشتر زن احساس کند که شوهرش به حرفهای او گوش میدهد و او را درک می کند آسانتر میتواند شوهرش را بپذیرد و باور داشته باشد

.۳- زن به احترام نیازدارد

وقتی مرد نشان میدهد که حقوق و خواسته ها و نیازهای زن در اولویت قرار دارد در واقع به همسرش احترام گذاشته است . تقدیم یک شاخه گل و به یاد داشتن سالگرد تولد یا ازدواج ، ازجمله جنبه های عینی احترام گذاشتن است که برای بر آورده ساختن سومین نیاز اساسی زن بسیار ضروری است و در نتیجه به راحتی از شوهرش تقدیر می کند

۴- زن به عشق ورزی  دارد

وقتی مرد به نیازهای همسرش اولویت می دهد و خود را متعهد می سازد تا از همسرش  حمایت کند و نیازهای او را بر آورده سازد در واقع چهارمین نیاز اساسی همسرش از این طریق تامین می شود و وقتی زن دریابد که شوهرش دیوانه وار او را دوست دارد و تنها به او می اندیشد احساس بالندگی می کند و باعث می شود که به راحتی به تحسین و ستایش شوهرش بپردازد

 ۵- زن خواهای کسب اعتبار  است

وقتی مرد مخالفتی با احساسات و خواسته های همسرش ندارد و در عوض ، آنها را تایید میکند و میپذیرد ( البته در مورد احساسات و خواسته هاس شرعی و منطقی و دور از گناه ) همسرش احساس میکند مورد محبت قرار گرفته و پنجمین نیاز اساسی او بر آورده می شود و وقتی مرد می فهمد که چگونه به همسرش ثابت کند که نظر او را محترم می شمارد در واقع اطمینان خاطر پیدا میکند که همسرش با او موافق است

۶- زن به اطمینان خاطر نیاز دارد

وقتی مردبارها به همسرش نشان میدهد که به او توجه دارد و او را درک کرده ، احترام میگذارد و به او اعتبار می بخشد و محبت میکند همسرش اطمینان خاطر پیدا میکند و نیازش برآورده می شود و احساس میکند که شوهرش همچنان او را دوست دارد و دوستی او لحظه ای نیست . مرد برای اینکه ششمین نیاز اساسی عاشقانه همسرش را براورده سازد بایستی به او بارها و بارها اطمینان خاطر دهد در تمام مواردی که نیازهای اساسی زن و مرد مطرح شد شروع کننده ، مردمی باشد پس مرد نقش اساسی در برطرف کردن نیازهای اساسی طرفین دارد.

۷- تامین مخارج خانواده

مرد در اسلام ، مدیر و سرپرست خانواده است و تامین بودجه شخصی زن به عهده ی مرد می باشد . گر چه زن دارای درآمدی سرشار باشد .

کلیه مخارج زندگی زن از قبیل خوراک ، پوشاک و مسکن ، پوشش ، فرش ، روانداز ، خادم ، وسائل پخت و پز و شستشو ... را بر دوش مردنهاده است .

اگر مرد از زیر بار این وظیفه شانه خالی کند ، علاوه بر این که گناهکار می باشد بلکه زن میتواند اقامه ی دعوا کند و حقش را بگیرد .

امام صادق ع فرمود:« برای گناهکاری مرد همین بس که در تامین مخارج افراد تحت تکفل خود کوتاهی کند »

شرایط وجوب نفقه را حضرت امام (ره) در تحریر الوسیله چنین می فرماید :« نفقه ی همسر ، چه مسلمان باشد و چه کافر ، دو شرط بر مرد واجب است لازم نیست زن فقیر باشد تا نفقه ی او بر شوهر واجب شود . بلکه اگر ثروتمند ترین شخص هم باشد ، نفقه ی او بر شوهر واجب است .

 

مردها فکر می کنند می دانند پیش نوازش به چه معناست:
نوازش کردن؛ دست زدن به نواحی تحریک پذیر بدن زن.

آقایان عزیز؛ از اینکه می گوئیم سخت در اشتباه هستید متاسفم اما واقعیت آنست که این کارها تنها قسمت پایانی پیش نوازش را تشکیل می دهند.

زن ها برای پیش نوازش ساعت ها؛ روزها یا حتی هفته ها پیش از آنکه حتی به رختخواب بروید آغاز شده است.

هرچیزی که به زن آرامش بدهد پیش نوازش محسوب میشود؛ هر قدر زنی آرامش بیشتری داشته باشد آمادگی و گرایش جنسی بیشتری خواهد داشت.

کارهایی که زنها معمولا برای رسیدن به خودشان انجام می دهند؛ همه و همه پیش نوازش محسوب می شوند.

صحبت کردن درباره مسائل و مشکلات با زن برای او شکلی از پیش نوازش به حساب می آید.

 

***

یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .


-یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد .

-زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است .


-وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .
-نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید .

-یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود .


-پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد .
-زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند .

-لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد .
-هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است .


-هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد .
-یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند .


-یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید .
-وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند .
-مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند . دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .


-هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند .
-به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند .

-زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد .
-هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند .


-مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند .
-این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد .


-وقتی زنی از موضوعی می رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند .


-دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست .


-ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است .
-در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد . ولی در این زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد .
-بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می کنند .
-حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است .


--امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند ، رنج می کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند .
-یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند .
-یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد .


-همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند . بخشش می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.


-اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت می کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می خواهند .

روش عذرخواهی اقایان از همسرشان

وضعیت اینگونه می باشد: سکوت، جوابهای سـربـالا، درب قفل شده اتاق خواب، پریشـان خـاطـری، در ایـن شرایط میخواهید موی سر خود را بکنید، رک بگوییـم، دیگر فکری بنظرتان نمیرسد و نمی دانید چه بکنید.
عذرخواهی از همسر یا نامـزدتان ممکن است مشکل بنظر برسد بخصوص زمانی که بر سر موضوعی با هم چندین بار مخالفت کرده باشید. ممکن اسـت در خـود توان گفتن “متاسفم” را نبینید و شاید هم هرکاری را که فکر میکردید به او میفهماند از کرده خود پشـیـمـان هستید را انجام داده اید.

در این قسمت چندین روش جهت عذرخواهی مطرح شده است که تـوسـط حـل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب به قضیه خاتمه خواهد داد.
۱- انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید.
گوش دادن به حرفهای همسرتان یک موضوع مهم برای پایان دادن به جر و بحث بشمار میرود. مجادله هایی که هر دوی شما تصور میکنید، حق با شما است و مشکل مربوط به هر جفتتان می باشد. این بـخصوص زمانی صدق می کند که قبلا” نیز مکررا” بر سر موضوع فعلی بحث کرده باشید.
وقتی وی از شما انتقاد میکند، کمربندتان را از رو نبندید. اینطور نشان دهید که حرف او را می فهمید، همانگونه که انتظار دارید هنگامیکه شما صحبت می کنید، او نیز متـوجه منظورتان شود. باز فکر کنید، نظر خودتان را بدهید، ایده او را لحاظ نموده و جلو روید.

۲- آنتراک دهید
در اوج یک مجادله، فشار خونتان بالا میرود، تپش قلبتان بیشتر میشود، و ممکن اسـت چیزهای بگویید که لزوما” از بیان آنها منظوری ندارید. همیشه به “مکانی خـلوت” نـیـاز دارید که در آن از هم جدا شده، آرام گرفته و افکار خود را جمع نمایید. البته هنـگامیـکه خیلی عصبانی هستید، از ماشینتان به عنوان یکی از آن مکان ها استفاده نکنید.


سعی نمایید کمی قدم زده و یا بدوید. یا به آشپزخانه رفته کمی از ظـروف نشـسـته را بشویید. انرژی خود را معطوف فعالیتهای مفیدتر و سودمند تر کنیــد و در عیـن حـال بـه همسر خود مقداری فرصت دهید تا با خودش تنها باشد. برگشتن به بـحـث و مـجـادلـه بعد از یک استراحت کوتاه باعث می شـود در مورد مـوضوع با دیدی باز تر و فکری آزاد تر نگریسته و امیدی بیشتری برای رسیدن به یک نـتـیـجه عـملی و منطقی در شما ایجاد شود.

۳- گذشته را یادآوری نکنید
اگر می خواهید به نیتی در آینده دست پیدا کنید، با پیش کشیدن گذشته ها به هیـچ کجـا نخواهید رسید. مهم نیست که او بار آخر فلان چیز را گفته و یا شما چه گفتید. با هم عهد کنید که گذشته ها گذشته.
بچیزی اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش آور معرکه شدن راهـی به جـایی نخواهد برد. با فراموش کردن گذشته زود تر به توافق خواهید رسید.

۴- دست یازی نمایید
اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث میکنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کـوره در رفـت، کـافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید. دست خود را به آرامی در دستان او قرار دهید. بگذارید بفهمد که این فقط یک مجادله بی اهمیت است و شمـا برای شنیدن صحبتهای او در کنارش هستید. بعلاوه نوازش نشان دهنده این اسـت کـه شما به او اهمیت داده و دشمن او نمی باشید.
توجه: او را بگونه ای جنسی نوازش نکنید.

۵- جوی رسانا جهت ارتباط ایجاد کنید
در حالیکه او به حالت قهر به اتاق خواب میرود، چند عدد شمع روشن کـرده، یک نوشابه باز نموده، چند بالش روی زمین انداخته و از همسرتان بخواهید برای بحث و گفتگـو نزد شما بیاید. او اتاقی را که با سوسو زدن شعله های لطیف شمع روشـن مـی شـود را محلی مناسب برای تبادل نظر و اندیشه یافته و از حالت تدافعیش کاسته خواهد شد. محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبـانـیـت یـک احـساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز، همیشه میتوان آرا کنترل نمود.

۶- مشکلترین کلمه را بزبان آورید
یک عذرخواهی واقعی میتواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشدکه ما ارائه مـیکنیم. برخلاف تصور عموم، همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه ۶ حرفی بوده و تا بحال هیچ کسی بعد از گفتن آن غش نکرده است. می توانید پیش از اینکه تسلیم شده و بگویید “متـاسـفـم”، به بحث و جدل ادامه دهید اما بهتر است با بیان این کلمه آب را روی آتش ریخته و خیلی سریعتر قائله را ختم دهید.
تقصیر را نباید فقط به گردن آقایان انداخت. گاهی اوقات خانها نیز میـخـواهـند فـقط حرف خودشان را به کرسی بنشانند. اما تا زمانیکه نتوانید کوتاه آمده و عذرخواهـی نمایـیـد، بخصوص هنگامیکه برایتان دشوار است، نمی توان گفت که انسانی اعتذاری میباشید.

۷- جمله ای دلپذیر به او بگویید
یک مجادله مـیتـواند بسیار خسته کنده بوده و اثرات احسـاسـی سـوئی را بطور موقتی به همراه داشته باشد. با اینکه باید روشن و صادق بود، گاهی اوقات ابراز حقیقت باعث بروز صدمه میگردد. بعد از مجادله و جر و بحثی طولانی، وقت کوتاهی را اختصاص دهید به اینکه به یکدیگر یادآوری کنید که آن فقط یک اختلاف نظر معمولی بوده و اگر چه ممکن است برخی از عقاید همسرتان باعث اذیت و آزاد شـما شـود، امـا در عـوض بسیاری از محاسـن دیگر وی را مانند خوش مشربی او، عشقش به فرزندانتان یا جدیتش، دوست دارید. در اینصورت همسر شما نیز به احتمال زیاد دست به مقابله بمثل خواهد زد.
گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهـنده کسی که دوستش دارید مشکل به نـظر میرسد. اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیامیزید، روبرو شدن با مسئله بسیار آسان تر خواهد شد.

۸- بگویید که دوستش دارید
بسیار تاکید می کنیم- همیشه، همیشه، همیشه هنگامی کـه مـی خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به همسرتان بگویـیـد کـه دوسـتـش دارید. اطـمیـنـان دادن ایـنـکـه احساس شما نسبت به همسرتان هیچگاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد، در دست یابی به یک نتیجه صلح آمیز و ماندنی نقش بسیار با اهمیتی خواهد داشت.

۹- برای عصر برنامه ریزی کنید
بعد از ایـنـکه در خـانه اوضـاع آرام شـد، برای آزاد شدن فکـرتان از مجادله بـرای انجام یک فعالیت تفریحی آماده شوید. اگـر هـمـسـرتـان قبـلا بـرای رزرو بـلیـط سیـنــما و یا گرفتن تاکسی اقدام می کرد، این بار شما پیـش دستـی نموده و این کارها را انجام دهیـد. او تحث تاثیر این اعمال نو ظهور شما قرار خوهد گرفت و این به شما فرصتی می دهـد تـا بتوانید از این تغییر رفتاری لذت ببرید.
ممکن است زمانی توسط همسرتان “آدمی تنبل و نامرتب” مورد خـطاب قرار گرفـتــه و سریعا” نیز این موضوع را فراموش نموده باشید. اما در مورد زنان وضعیت متفاوت است آنها بسیار سخت می تـوانـنـد سخنی که برایشان گران تمام شده است را از ذهنشان خارج نمایند. با پیشقدمی در پیشنهاد دادن یک فعالیت تفریحی، بخصوص بـعد از جــر و بحث، نتنها ذهن خود را مشغول موضوعی دیگر میکنید، بلکه به همسرتان میـفـهمانید که هنوز هم دوست دارید وقتتان را با او بگذرانید.


ببخشایید، اما همیشه فراموش نکنید
عذرخواهی تنها به ایـن مـعنا نـیست کـه بـگویید متـاسفید و آن اتفاق را برای همیشـه فراموش کنید. در حقیقت، فراموشی باعث می گـردد کـه مسئـله مـورد نـظـر مسـتـعـد بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان شود. با وقـت گـذاشـتـن بـرای بـحـث و گـفـتـگوی منطقی و آزادانه در مورد مشکلات، در عین حالی که میـدانـید طرف مقابلتان را دوست دارید، خواهید توانست اختلاف نظرها را تـبـدیل به وسـیـله ای بـرای پیـشـرفت و ابـزاری آموزنده گردانید.
بیاد داشته باشید که همسرتان بهترین دوسـت شـما اسـت. از خـود بپـرسید: آیا طـرز رفتار یا صحبت من با یک دوست اینگونه باید باشد؟ آنگاه درآینده به اختلافات بگونـه ای دیگر خواهید نگریست

 نکاتی مهم :

-یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می گذارد و تصور می کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است .
-وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید . پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.


-یک احساس پنهان در درون زن به او می گوید نمی خواهم خواسته
هایم را برایش بگویم ، اگر عشق او به من واقعی باشد ، خودش از نیازهایم مطلع می گردد .


-مردان و زنان باید به خاطر داشته باشند که همسرشان به هیچ عنوان خود بخود از نیازهایشان ، مطلع نیست .
-زنان نمی پسندند که شوهرانشان ، برآورده ساختن نیازهایشان را به دست فراموشی بسپارند .
-یک زن باید احساس کند که مورد احترام قرار گرفته و به بهترین وجه در خاطرها می ماند . در این صورت نادیده گرفته شدن برایش همچون امری است که دربخش انتهایی فهرست شخصیتش قرار می گیرد .

***

این دستورات مختص به زوج خاصی نیست ؛ اینها ده چیزی است که تعداد بسیار زیادی از همسران از شوهرانشان می‌خواهند.توجه کنید اینها خواسته‌های آنهاست نه نیاز زوحی شان . از لحاظ فردی هرکسی مسئول نیاز‌های عاطفی خویش است و باید آنها را پر کند .

ما معتقدیم ۴ نیاز روحی اساسی وجود دارد :

نیاز به دوست داشتن ودوست داشته شدن ، نیاز به تعلق داشتن ، نیاز به داشتن تصور ذهنی خوب از خود و نیاز به آزادى .و اما خواسته‌های همسرتان از شما:

این دستورات مختص به زوج خاصی نیست ؛ اینها ده چیزی است که تعداد بسیار زیادی از همسران از شوهرانشان می‌خواهند.توجه کنید اینها خواسته‌های آنهاست نه نیاز زوحی شان .

از لحاظ فردی هرکسی مسئول نیاز‌های عاطفی خویش است و باید آنها را پر کند .ما معتقدیم ۴ نیاز روحی اساسی وجود دارد :نیاز به دوست داشتن ودوست داشته شدن ، نیاز به تعلق داشتن ، نیاز به داشتن تصور ذهنی خوب از خود و نیاز به آزادى .و اما خواسته‌های همسرتان از شما:

۱٫هر روز به او بگویید که دوستش دارید :
هر کسی دوست دارد تایید شود و بداند که اطرافیان او را دوست دارند .بهترین راه برای تایید همسرتان – که برایش بسیار مهم است –این است که خیلی ساده هر روز به او بگویید دوستش دارید . گاهی دستانش را بفشارید و این جمله را زمانی که شما را بدرقه میکند بگویید .

۲٫ درک کردن و بخشش داشتن :
روزهایی هست که همسرتان اشتباهاتی انجام دهد و یا کمتر به شما رسیدگی کند . همیشه به خاطر داشته باشید که هیچ کس کامل نیست . در این مواقع خواسته همسرتان این است که او را درک کنید و او خود را سزاوار بخشش شما می‌داند . بدانید که هیچ رابطه ای بدون بخشش دوام ندارد.

۳٫ گفتگو کنید :
نگذارید کار به جایی برسد که هیچ حرفی با همسرتان نداشته باشید درباره بچه‌ها کارتان و حتی آب و هوا با هم صحبت کنید.چرا که گفتگو نکردن اولین جرقه‌های یک رابطه سرد است.

۴٫ وقتی برای همسر و فرزندانتان اختصاص دهید :
این زمان به دست شما محقق می‌شود و باید کیفیت با هم بودن را بالا ببرید یعنی تمام طرح‌ها و برنامه‌های آن روز را به میل آنها هماهنگ کنید . فقط خالی کردن برنامه روزانه برای با هم بودن کافی نیست بلکه باید برای این زمان برنامه ریزی کنید و به خود ثابت کنید که برای عزیزترین‌های زندگی تان عشق و احترام قائلید.

۵٫بیشتر بگویید بله به جای نه:
عادت به منفی نگری و مخالفت شما را از عزیزانتان دور میکند . سعی کنید دربرابر بعضی خواسته‌ها نه نگویید .با گفتن همین کلمه ساده بله همسرتان را متعجب و خوشحال کنید.

۶٫خوب گوش دهید:
همسرتان را با این مهارت میتوانید عاشق تر کنید . همسر شما فقط گوش‌های شما را برای شنیدن نمیخواهد بلکه باید با قلبتان به او گوش دهید و او را بفهمید .

۷٫ دلبستگی و مهربانی:
چقدر در طول روز به همسرتان میگویید لطفا یا متشکرم یا اورا میبوسید . متاسفانه بعضی از زوجین فراموش میکنند با هم مهربان باشند و این کلید موفقیت را در زندگی از دست میدهند .

۸٫ بعضی از وظایف خانه و کودک را با هم تقسیم کنید:
یکی از مهمترین دعواهای زناشویی بر سر همین مساله جزئی است.خرده کاری‌های خانه و بچه‌ها تنها مسائل همسرتان نیستند چه خوب است کمی غرور و سبقه خانودگی خود را کنار بگذارید و با این کار زندگی شیرین تری داشته باشید . شاید اوائل سخت باشد اما خود کم کم معجزه اندک کمک به همسر را خواهید دید .

۹٫اوغات فراغت و برنامه ریزی:
اگر همسر شما شاغل است ساعات بیکاری او و اگر همسرتان شاغل نیست خود به او مرخصی دهید . این روزها بگذارید او آزاد باشد و نگران بچه‌ها ، شما ؛ خانه ؛ و .. نباشد . بگذارید در این اوغات فراغت به خود و خواسته‌های شخصی اش برسد .

۱۰٫به او سفارش کنید و خود نیز مراقب سلامت روحی و جسمی خودتان باشید:
بساری از مردان مراقب سلامتی خود نیستند و این برای همسرانشان مشکل بوجود می‌آورد و این افراد به سلامتی طرف مقابل هم اهمیت نمیدهند و لی به خاطر داشته باشد همسرتان نمیتواند مدام دنبال شما باشد. چرا که او عشق شما و همسر شماست نه مادرتان و خود نیاز به توجه دارد ؛ پس به سلامتی خود و او اهمیت دهید .


 ادامه مطالب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خانومی در چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 و ساعت 9:40 |
 

ببخشد میدونم شاید از گفته هام غمگین شی ولی باید بگم اما اول چندتا نکته رو بخون بعد در ادامه مطالب حرفام رو بخون

چگونه مرد ، ناخواسته موجب دلسردی همسرش می شود؟

۱- اگر مرد به سخنان همسرش گوش ندهد یا به آسانی حواسش پرت شود و یا سوالات جالبی طرح نکند در نتیجه چون مرد به همسرش اظهار علاقه نکرده است زن احساس میکند مورد بی مهری همسرش قرار گرفته است

۲- اگر مرد احساسات زن را عمیقا درک نکند و در صدد اصلاح آن بر آید و گمان کند که زن نیازمند راه حل است و به همین دلیل توصیه هایی را ارائه دهد در نتیجه زن احساس می کند که مورد بی مهری شوهرش قرار گرفته است .

۳- اگر مرد به سخنان زن گوش دهد ولی بعد ناراحت شود و زن را عامل ناراحتی اش بداند و او را سرزنش کند در نتیجه چون مرد به احساسات زن احترام نگذاشته است زن احساس میکند مورد بی مهری شوهرش قرار گرفته است

۴- اگر مرد نیازها و احساسات زن را دست کم بگیرد و به فرزندان یا کارش بیشتر اهمیت دهد در نتیجه چون مرد عشق خود را به همسرش ابراز نکرده است زن احساس میکند مورد بی مهری شوهرش قرار گرفته است

۵- اگر زن ناراحت است و مرد توجیه کند که حق با اوست و زن نباید ناراحت باشد در نتیجه چون مرد احساسات زن را نادیده گرفته است کاری میکند که زن گمان کند احساساتش بی مورد است و تصور میکند مورد بی مهری قرار گرفته است

۶- اگر مرد بعد از گوش دادن حرفهای زن چیزی نگوید یا به دنبال کار خود برود در نتیجه زن احساس ناامنی می کند .

ادامه مطالب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خانومی در چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 و ساعت 2:41 |
امشب یه پالتو زمستونه خوششششکل قرمز مامان خریدم

اما یه چیزی نمیزاره خوب شاد باشم .همون بحث و دعوایی رو که با اون بنگاه دار کردیم رو میگم

خوب به منچه نمیخوام پول زور بدم مردیکه معامله رو به نفع خریدار تموم کرده من بیام ۱ تومن بش شیرینی بدم

اعصابم خورده کاش فردا بری اتحادیه و همه چی حل بشه

اما میترسم .ادرس و تلفنمون رو دارن واسمون دردسر درست نکنن

+ نوشته شده توسط خانومی در دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 و ساعت 2:12 |
یاد اون روزها بخیر همون روزهایی که تنها نسبتمون با هم دوست بود

اون روزهایی که وقتی ناراحت میشدم بی انکه بگم تو میفهمیدی

از نگاهم    از صدایم       از نفس هام

بهد هی گیر میدادی که چی شده .یادم میاد بعضی وقت ها خودمم نمیدونستم چم شده

احساساتی بود که براای اولین بار داشنم تجربه اشون میکردم

اونقدر گیر میدادی تا خوب شیر فهم شی که چم شده که کلافه میشدم

میگفتم بزار دارم با خودم کلانجار میرم انقد نپرس خودم با خودم کنار میام

چشات رو پر اشک مبکردی و میگفتی

اخه من طاقت غمت رو ندارم  و....

خلاصه تا دلم رو خوب خوب تمیکردی دست بردار نبودی

دوستی جونم تو کدوم یک از واژه های ش و ه ر گیر کردی

کجا گم شدی که انقدر سایه ات سنگین شده

کجایی بیای حال و روزم رو ببینی .ببینی که این شوهر که میگن چه دیو بدجنسیه

نه تنها مثه تو وقت هایی که غصه دارم مرحم دلم نمیشه و گیر نمیده تا بفهمه چمه برعکس من التماسش میکنم میگم بیا زیر همین سقف خونمون (که ایتروزا بیشتر شبیه یه زندانه) با هم حرف بزنیم اما اون حوصله نداره .میبینم واسم ارزشی قاعل نیست .میبینم دلم واسش اهمیتی نداره .میبینم بر عکس تو که ابنجور وقت ها یه لحظه هم تنهام نمیزاشتی تهدیدم میکنه که میره و دیگه بر نمیگرده ...

نمیدونه که من تو دلم بش نیش خند میزنم و میگم خیلی وفته که رفتی خودت خبر نداری .

دوسی جونم کاش هیچ وقت روح قشنگت زندونی تو جسم شوهر نمیشد.

دوسی جونم یاد و خاطره خوبیاته که الان هستم دلم برات تنگه

تنهام خودمم و این لب تاب ....

 

+ نوشته شده توسط خانومی در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 و ساعت 2:14 |
خیلی وقت است که شاهد رفتنت هستم .تو میروی بی انکه بدانی

اما من میبینمت .گاهی دستی برابت تکان میدم

اشک میریزم و توهی دور تر میشوی

هرچه تو دور تر میشوی صدای زجه زدن هام بلندتر میشه

تو میدانی که خیلی وقت است فاصله ای افتاده بینمون

فرار میکنی اما نمیدانی فرار از فاصله .فاصله را بیشتر و بیشتر میکند

گاهی سرت را به عقب بر میگردانی .صدایم میکنی

اما نمیدانی خیلی وقت است پاهایم شکسته

من مانده ام بی انکه حرکت کنم

من منتظرم بی انکه صدایت کنم

صدایم را بریدی .برق چشمانم را پراندی .نور قلبم را خاموش کردی

من منتظرم بی انکه صدایت کنم

+ نوشته شده توسط خانومی در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 و ساعت 1:51 |


Powered By
BLOGFA.COM